السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
222
تفسير الميزان ( فارسي )
مع الغير گفتيم ) ، و در آيه : ( وَناداهُما رَبُّهُما ) « 1 » الخ ، بسياق غايب ( پروردگارشان ندايشان كرد ) ، آورد ، و نيز در اولى تعبير به ( بگفتار ) ، و در دومى به ندا كه صدا زدن از دور است ، تعبير كرد ، و باز در اولى با كلمه ( هذا ) ، كه مخصوص به اشاره به نزديك است ، و در دومى با كلمه ( تلك ) ، كه مخصوص اشاره بدور است ، بياورد ، از اين تعبيرات ميتوان فهميد : كه امر بهبوط ، يك بار در داخل بهشت صورت گرفته ، و با آن ، آدم از بهشت بيرون شده ، و يك بار هم در بيرون بهشت صورت گرفته ، و از آنجا به زمين هبوط كرده است . نقطه ضعفى كه در اين روايت است ، اين است كه در اين روايت خلقت حوا را مطابق تورات از دنده آدم دانسته ، و اين معنا را در روايات وارده از ائمه اهل بيت ع بطورى كه در بحث از خلقت آدم خواهى ديد ، تكذيب مىكند ، هر چند كه ممكن است اين نقطه ضعف را جبران نموده ، و گفت : مراد از دنده پائين آدم ، زيادى گل آدم است ، آن گلى كه با آن اضلاع و دنده هاى آدم را آفريد ( دقت بفرمائيد ) ، و اما ساعتهايى كه براى مكث آدم در بهشت تعيين نموده ، در يك جا شش ساعت ، و جايى ديگر هفت ساعتش خوانده ، علاج اين اختلاف آسان است ، براى اينكه مىگوييم : منظور از ساعت شصت دقيقه نيست ، بلكه منظور بيان زمان تقريبى جريان است . و در كافى « 2 » از يكى از دو امام باقر و صادق ع ، روايت كرده كه در ذيل جمله : * ( ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ ) ) * ، فرمود : آن كلمات اين است : ( لا إله الا انت ، سبحانك ، اللهم و بحمدك ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسى ، فاغفر لى ، و انت خير الغافرين ، لا إله الا انت ، سبحانك اللهم و بحمدك ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسى ، فارحمنى ، و انت خير الغافرين ، لا إله الا انت ، سبحانك اللهم ، و بحمدك ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسى ، فارحمنى ، و انت خير الراحمين ، لا إله الا انت ، سبحانك اللهم ، و بحمدك ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسى ، فاغفر لى ، و تب على ، انك انت التواب الرحيم ، معبودى بجز تو نيست بار الها ، حمد و تسبيحت ميگويم ، كار زشتى مرتكب شدم ، و به خود ستم كردم ، پس مرا بيامرز ، كه تو بهترين آمرزندگانى ، معبودى بجز تو نيست ، بار الها تسبيح و حمدت ميگويم ، كار بدى كردم ، و به خود ستم نمودم ، پس به من رحم كن ، كه تو بهترين غافرانى ، معبودى بجز تو نيست ، حمد و تسبيحت ميگويم ، بار الها من بدى كردم ، و به خود ستم نمودم ، پس مرا رحم كن ، كه تو بهترين رحيمانى ، معبودى بجز تو نيست ، بار الها تسبيح و حمدت ميگويم ، كار بدى كردم ، و به خود ستم روا داشتم ، پس مرا بيامرز ، و نظر رحمتت به من برگردان ، كه تو هم تواب و هم رحيمى .
--> 1 - سورة اعراف آية 22 2 - روضه كافى ج 8 ص 253 ح 472